سه شنبه ۷م آذر ۱۳۹۱ , ساعت: ۰۱:۰۹کد مطلب : 30430 نسخه قابل چاپ
سه‌گمانه تئوريک براي تحليل ايام محرم در ايران امروز

در ایام محرم و عزاداری به راستی در ایران چه خبر است؟

azadari moharam

آنچه که در ایام سوگواری و دهه اول ماه محرم از لحاظ دامنه و عمق و تکرار روزافزون هر ساله آن در ایران امروز و تمامی شهرها و نقاط جمعیتی آن اتفاق می‌افتد چنان بالا است که نظر هر شخصی را که اندکی از منظر جامعه‌ شناسانه و مردم شناسانه به اتفاقات و مسائل می‌نگرد به خود جلب می‌کند و ناگزیر به تأمل وامی‌دارد.

براستی نفوذ این پدیده در همه اقشار و سنین، جوان و پیر و با فواصل متفاوت نسلی چنان فراگیر شده است که بی‌توجهی به آن از لحاظ تئوریک جایز نیست . تفاوت و تضادهای تحلیلی  شاید نادرست بسیاری از روشنفکران و یا تحلیل‌گرانی که بدنبال علائم و نمودها و رفتارهای غیر مذهبی و حتی دین‌گریزی در میان جامعه هستند شاید از این جاست.

آنان که در وادی نظر دین و دینداری را فاقد وجاهت برهانی و یا عقلی می‌بینند چونکه در این ایام و این روزها پا به عرصه اجتماعی می‌گذارند خلاف و عکس آن را مشاهده می‌کنند و ناچار به نفی و بی‌فایده بودن هر چه تلاش کرده اند  می‌اندیشند و یا به زود بودن این تغییرات و  کوشش ها برای جامعه ایران نتیجه می‌گیرند ویا  برعکس پارهای دیگر حتی علل شکست خود را ناچار دور شدن از مناسک و مراسم سنتی مردم می‌دانند و صلای بازگشت می‌دهند.  بطوریکه مبلغان رسمی و حکومتی نیز سرشوق می‌آیند و اعتماد از دست رفته خود را نسبت به روزهایی که تمامی سطح جامعه را منکر و منکرات و بی‌حجابی و بدحجابی فرا گرفته است از نو به دست می‌آورند و همه نقشه‌های دشمنان را نقش برآب می‌بینند.

چنانکه پاره‌ای نیز با تحلیل‌های حداکثری و یک سویه تمامی آن گستره و نفوذ را یا به خرافه‌گرایی می‌کاهند و یا تطمیع و تهدیدهای حکومتی و استفاده از رانت های دولتی!

اما آنچه ما در این جا بر عهده داریم نه تلاشی برای توضیح تمامی مسئله و نه پاسخی به همه آنان، بلکه بسیار متواضعانه است. زیرا ما واقعیت اجتماعی را چنان چند پهلو و پیچیده می‌بینیم که یک تئوری و یا یک فرضیه بخواهد تمامی مسئله را پوشش دهد. بخصوص آنچه در ایران امروز در عرصه دینداری و مناسک و سنت‌ها در حال اتفاق افتادن است مجموعه‌ای درهم جوش از بسیاری از واقعیت‌هاست که در درون جامعه در حال نضج و صورت‌یابی است و نگاه علمی و فارغ از ارزش را به سوی خود می‌خواند.

۱- در این مبحث آنچه می‌آید، طرح موضوعی است پیرامون فهم و تبیین «سنت»‌های عزاداری در جامعه. میدان و حیطه تحقیق تمامی سنت‌هایی می‌باشند که اکنون پیرامون ایام سوگواری ماه محرم در ایران امروز شکل یافته‌اند و چهارچوب آیینی و مناسکی پیدا کرده‌اند.

پیش نیاز شناسایی و نیز حتی آسیب‌شناسی این فرهنگ و سنتها، در بادی امر شناخت درست و علمی خود موضوع مورد مطالعه و پژوهش است. چرا که برای شناخت هر آسیبی می‌باید شناخت دقیق و مشاهده به سامانی از واقعیت موجود در جامعه بدون سوگیری داشت. جامعه و مردمی که بستر و ظرف چنین تحقیقی می‌باشند و بدون توجه به این بستر هیچگاه تحلیل علمی نمی‌توان ارائه نمود.

۲- آسیب‌شناسی این فرهنگ را می‌توان با رویکردهای متفاوتی مورد توجه قرار داد. رویکردهایی همچون تاریخی و یا اسطوره‌ای و همچنین معرفت شناسانه و نیز روان شناسانه؛ اما بطور مشخص متد و روش تحقیق در این جستار «جامعه شناسانه» و نیز «مردم شناسانه» است و چهارچوب تئوریک و مفهومی «کارکرد گرایانه».

اینکه انبوه عزاداران و سیاه پوشان عزای حسینی را همه عزادار به معنای واقعی کلمه بدانیم و یا شدت مشارکت افراد را در این مراسم‌ها از نفوذ و قدرت دین بدانیم برای یک محقق که دارای وسواس‌ها و چند و چون‌های خاص میدان تحقیق می‌باشد بسیار خام و زودرس می‌باشد و از شأن تحقیق بدور است. چرا که خود این موضوع محل مناقشه است و می‌باید تکلیف آن را در آخر پژوهش روشن نمود نه در آغاز راه. از این‌رو ما در ادامه فرضیه‌ها و پرسشهای تحقیقی را که از مطالعات پیشین و مشاهدات قبلی صورت یافته‌اند، مطرح می‌کنیم تا هر کدام در یک طرح پژوهشی و پیمایشی در میدان تحقیق به آزمون در آیند و سپس براساس نتایج برآمده تحقیق به قضاوت و شناخت درستی از موضوع می‌نشینیم ـ یعنی مقدمه اصلی و اول هر نوع آسیب‌شناسی ـ که همان شناخت موضوع مورد مطالعه است.

۳- فرضیه نخست: مشاهدات اولیه و آغازین در میدان‌های مطالعه نشان می‌دهد و مبتنی بر آن است که این عزاداری و مراسم در جامعه و شهرهای ما کارکرد و گونه‌شناسی «جشن/ عزا» را پیدا کرده‌ است. این گونه شناسی به آن معناست که از دیدگاه جامعه شناسان و مردم شناسان در تمامی جوامع کهن و قبایل، روزها و ایام خاصی وجود داشته است که از سوی مردم و ساکنانش رفتار ویژه‌ای از آنها بروز می‌یابد. چنانکه اعیاد و جشن‌ها چنین روزهایی بوده‌اند.

مهمترین خصیصه قابل مشاهده در عید و «جشن» آن است که در این هنگامه‌ها فعالیت اقتصادی و اجتماعی روزهای پیشین قطع می‌شود ـ حتی حرام می‌گردد همچون روز «سِبت» در فرهنگ یهود ـ و افراد مناسک و رفتارهای دیگری را انجام می‌دهند.

بارزترین رفتار در این جشن‌ها، شکستن چرخه نظم و هنجارهای جامعه در آن روز است و افراد می‌توانند اعمال و رفتاری را در جامعه و آن وقت انجام دهند که در دیگر روزهای سال چنین امکانی میسر نیست. عبور از خطوط قرمز و قانونهای جامعه و برون افکنی اعمال و احساسات و رفتارهای هیجانی عموماً در این گونه اعیاد و جشن‌ها تا درهم آمیزی با محارم در جوامع کهن وجود داشته است.

از نظر محققین مردم‌شناس وجود چنین اعیاد و مراسمی در تمامی جوامع کارکرد داشته است و افراد را پیوسته از تنش‌ها و فشارهای محیطی آزاد می‌نموده و به یک نوع تخلیه روانی و روحی منجر می‌شده است. چنانکه فرد با شرکت در این مراسم و مناسک آماده پذیرش نظم و چهارچوبهای قانونی دیگر روزها و ایام سال و دیگر فشارهای جامعه می‌شده است. تعطیل شدن چرخه اقتصادی در این روزها همراه بوده است با نوعی اسراف اقتصادی و سهل‌گیری در مصرف.

توجه به رفتار جوانان و پسران و دخترانی که عموماً در اینگونه مراسم بخصوص روزهای تاسوعا و عاشورا تا پاسی از شب ـ نه چون دیگر شب‌ها ـ در خیابانها و کوچه‌ها حضور دارند تا حدودی این فرضیه را می‌تواند تأیید کند. وجود و حضور رفتارهای هیجانی و خشن به گونه‌ای که‌ نزاع‌های خیابانی و محله‌ای قابل ملاحظه‌ای در این اوقات شکل می‌گیرد می‌توان باز تأییدی بر این باشد.

از این رو در صورت تأیید این فرضیه در میدان تحقیق برای یک جامعه‌شناس می‌تواند یک زنگ خطر و نکته‌ای باشد که هنگامی که جامعه‌ای نتواند امکان و ابزار تخلیه چنین پتانسیل‌های آنومی و بی‌هنجاری را به صورت کنترل شده و بایسته‌ای داشته باشد جامعه و افراد آن راه خود را خود می‌یابند و کارکرد عزا ـ دوباره با‌زسازی همبستگی اجتماعی و بازگشت فرد و افراد مصیبت دیده به اجتماع ـ به کارکرد جشن مبدل می‌شود و ناگزیر کارکردهایی که مورد نظر و انتظارش بود را همه در این مناسک و مراسم می‌جوید و می‌یابد.

فرضیه و گمانه‌دوم ما آن است که در این هنگام مراسم و مناسک عاشورا در یک استحاله کارکردی از معانی خود خالی می‌شود و اسبابی می‌شود برای ابراز هویت و وجود و حضور اقشار فرودست جامعه. این فرضیه نیز باز می‌باید در میدان تحقق به آزمون درآید و مبتنی بر آن است که در جامعه‌ای که شکاف طبقاتی وجود دارد و یا از سویی دیگر نقش‌های انتسابی بر نقشهای اکتسابی سیطره دارند راه‌های ابراز هویت افراد بسیار کم و اندک است و هر راه برون رفتی از این وضعت می‌تواند امکانی برای ابراز وجود باشد.

در جامعه‌ای که فاصله و شکاف طبقاتی وجود دارد شهر و فضای کالبدی آن پیوسته در دست افراد و یا طبقات فرا دست است چنانکه حتی این تضاد می‌تواند بصورت پیچیده‌تری نیز تبدیل شود و این ستیزه بصورت نهفته میان شهر و اقمار گرداگرد آن و شهرک‌های پیرامونی نیز در جریان است. در چنین مراسم و مناسکی خیابان‌ها محلی برای هویت‌یابی و هویت‌جویی آن طبقات فرودست در برابر طبقات فرا دست در این ایام خواهند بود. یعنی می‌توان شدت عزاداری و بسامد رفتاری عزاداران را تابعی از چنین تضادها و ستیزهایی یافت که بصورت مضمر و پنهان خود را در چنین مراسمی نشان می‌دهند.

فرضیه سوم توجه به حضور و شدت مشارکت جوانان و نوجوانان در شهرها بصورت خودجوش در شکل دادن به هیئت‌ها و دسته‌های سینه‌زنی و ساختن تکایا در سر هر محله و در هر خیابان است. برای یک فرد عادی ممکن است این حضور تبلوری از عشق و علاقه نسل جوان به این مراسم و مناسک باشد. اگرچه گاهاً نیز این تکایا در چشم‌های دقیق‌تر محلی برای گذر اوقات فراغت می‌باشد اما در یک نگاه جامعه شناسانه می‌تواند حکایت از چه باشد؟

فرضیه تحقیق ما این است که جامعه امروز ایران جامعه‌ای است جوان و از ملزومات امروز و زندگی جدید مشارکت مختارانه و آزاد افراد در تجمع‌هاست. چرا که ملزومات ساختاری و فرهنگی جامعه ایرانی چنین توانشی را در مقابل جوان امروز قرار می‌دهند و آن را بدل به نیازی برای به منصه ظهور درآوردن فردیت خود می‌نمایند. سطح آموزش و ارتقاء آن در سالهای آتی بسترسازی چنین نیازی را فراهم نموده اما بواسط نبود چنین فضاهای آزاد و غیررسمی در کنش‌های دسته جمعی در جامعه این نیاز خود را در این مراسم و فعالیت‌های دسته جمعی مختارانه، نشان می‌دهد. فعالیت‌هایی که نه رسمی است و نه هزینه خاصی را از لحاظ اجتماعی و سیاسی بردوش او می‌نهد ولی اما می‌تواند او را تا حدودی ارضا کنند و از لحاظ هویتی نیز از هرسو تأیید جامعه را بر عهده دارد۱.

گمانه‌ها و فرضیه‌های بالا که تمامی بصورت پرسش یک تحقیق و پژوهش مطرح شدند در صورت تأیید در میدان جامعه می‌توانند چهره‌ای پوشیده از جامعه ایران را پیش روی محقق و پژوهشگر عیان کنند و هم نوری باشند بر آسیب‌شناسی سنت‌های عاشورایی برای آنان که دغدغه‌های دینی این سنت‌ها و مراسم را دارند.


۱- علاوه بر این می‌توان  کارکرد این مناسک در مشروعیت دهی به حکومت و سیاست‌های دولتی را نیز به وفور  مشاهده کرد چنانکه جنبش‌های اجتماعی نیز همین استفاده را از آن برای مقوله‌ی مشروعیت‌ و انگیزه‌دهی به هوادارانشان می‌نمایند.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


  1. احمد

    “این گونه شناسی به آن معناست که از دیدگاه جامعه شناسان و مردم شناسان در تمامی جوامع کهن و قبایل ، روزها و ایام خاصی وجود داشته است که از سوی مردم و ساکنانش رفتار ویژه‌ای از آنها بروز می‌یابد. چنانکه اعیاد و جشن‌ها چنین روزهایی بوده‌اند.”
    منظور از این گزاره ، این است که این روزها مختص جوامع کهن و قبایل بوده است و در جوامع امروز وجود ندارد ؟ اگر چنین است ، صادق نیست و اگر چنین نیست ، اصلاح کنید .

    • ناشناس

      شاید نظر نویسنده آن باشد که این مراسم و مناسک با توجه به حضور و دیر پای آنها در گذشته و در سنت ها تا کنون نیز استمرار داشته اند و اینک می توان رد شان را در امروز یافت و در اشکال و صورتهای جدید مشاهده نمود

  2. م-ت-ج

    فرضیه بعدی این است که بزرگنمایی و دروغ پردازی ملایان در مردم بیچاره ی نهایت اثر کرده که اگر حقیقت را بدانند چنین در سر نخواهند کوبید.ضمن اینکه مردم این را از دین می دانند که اگر نکنند بیدین می شوند که باز اشتباه است

نظر بدهید

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.